The way her hair falls
· 5 اردیبهشت · خواندن 1 دقیقه یک،
توصیف فروردین امسال، کار خیلی سختی میتونه باشه. احساس میکنم نفس کشیدنم سختتر از قبل شده و آزادتر از همیشهام. تضادی که زیر پوستم جریان داره.
میترسم یک شب وسط خواب دیگه نتونم نفس بکشم.
دو،
دود سیگاری که میچرخه و میره بالا. بوی قهوهای که اطرافم پخش میشه. مثل یه آیین مذهبی میمونه. دارم خودم رو قربانی میکنم.
سه،
دیفرانسیل رو دوباره و دوباره مرور میکنم، صفحه روی صفحه روی صفحه از جزوههایی که با دقت و وسواس خیلی زیاد به زبونهای محتلف نوشته شدن چون ذهنم توی یه زبون آروم نمیگیره. با بدخطی عمدی سمت راست و بالای هرکدومشون، اسم درس و شماره صفحه نوشته شده. Diff n.
نمیتونم صبر کنم برای وقتی که بتونم شهود معادلههای دیفرانسیل رو به آلمانی توضیح بدم.
چهار،
ته سیگارِ خاموش شده توی چایی سرد تصویر جالبیه. یه بار انجامش میدم.
پنج،
در به در دنبال چیزیم که کمکم کنه گریه کنم. لطفا بذار گریه کنم.
________________________________________
عنوان هم اسم آهنگی از grouper هست. از آلبوم Shade.